تبلیغات در بوم و بر

+ پاسخ به موضوع
صفحه 3 از 11 نخستنخست 1 2 3 4 5 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 102

موضوع: متن ها و شعر های جالب و عاشقانه

  1. #21
    کاربر ویژه *MeshkiPush* آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    572
    تشکر
    55
    تشکر شده 185 بار در 128 پست

    پیش فرض پاسخ : متن های و شعر های جالب و عاشقانه

    در دل نوشته اي خواندم ...اولین قرارمان زیرباران بود
    خیس شدیم….جوانه زدیم… شکفتیم
    باران می بارید واشکهای مانیز
    درچشمان هم… گم شدیم
    اوگفت:… باران چه زیباست
    ومن گفتم: اما نه به زیبایی چشمان تو
    بوسه درزیرباران چه دلچسب بود
    ودریک روزبارانی ازهم جداشیدم
    ازمن پرسید: دوباره کی همدیگررا می بینیم؟
    با اندوه گفتم : وقتی که باران آمد…..
    هوا چه شفاف وپرستاره شده است
    پس کی باران می آید؟؟؟؟؟؟ کی؟

    و بعد از خواندنش ....آهي كشيدم گفتم باران ....همه عاشق بارانند
    شب هاي دراز بي عبادت چه كنم
    طبعم به گناه كرده عادت چه كنم
    گويند كريم است و گنه ميبخشد
    گيرم كه ببخشد ز خجالت چه كنم

  2. #22
    کاربر ویژه *MeshkiPush* آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    572
    تشکر
    55
    تشکر شده 185 بار در 128 پست

    پیش فرض پاسخ : متن های و شعر های جالب و عاشقانه

    قطره بارانم
    من یکی هستم ولی یک از هزارانم
    در پی پیوستن به جمع یارانم
    قطره بارانم
    قطره بارانم
    فکر همراهی با سیل خروشانم
    فکر تشنگی گلها در گلستانم
    قطره بارانم
    قطره بارانم
    میتوانم چشمه های خشک را از نو بجوشانم
    میتوانم سرزمین خشک را از نو برویانم
    از گل بپوشانم
    از نو برویانم
    کوچکم اما دست دریا را همیشه پشت سر دارم
    من به صبح روشن فردا امیدوارم
    من به صبح روشن فردا امیدوارم
    قطره بارانم
    از تبار نو رس امیدوارانم
    عاشق هر ذره ای از خاک ایرانم
    قطره بارانم
    قطره بارانم
    میتوانم چشمه های خشک را از نو بجوشانم
    میتوانم سرزمین خشک را از نو برویانم
    از گل بپوشانم
    از نو برویانم
    کوچکم اما دست دریا را همیشه پشت سر دارم
    من به صبح روشن فردا امیدوارم
    من به صبح روشن فردا امیدوارم
    قطره بارانم
    از تبار نو رس امیدوارانم
    عاشق هر ذره ای از خاک ایرانم
    قطره بارانم
    شب هاي دراز بي عبادت چه كنم
    طبعم به گناه كرده عادت چه كنم
    گويند كريم است و گنه ميبخشد
    گيرم كه ببخشد ز خجالت چه كنم

  3. #23
    کاربر ویژه *MeshkiPush* آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    572
    تشکر
    55
    تشکر شده 185 بار در 128 پست

    پیش فرض پاسخ : متن های و شعر های جالب و عاشقانه

    مي خواستم چشم هاي تو را ببوسم

    تو نبودي ، باران بود

    رو به آسمان بلند پر گفت و گو گفتم :

    تو نديديش !‌؟

    و چيزي ، صدايي . . .

    صدايي شبيه صداي آدمي آمد

    گفت : نامش را بگو تا جست و جو كنم !

    نفهميدم چه شد كه باز

    يكهو و بي هوا ، هواي تو را كردم

    ديم دارد ترانه اي به يادم مي آيد .

    گفتم شوخي كردم به خدا

    ميخواستم صورتم از لمس لذيذ باران

    فقط خيس گريه شود

    ورنه كدام چشم

    كدام بوسه

    كدام گفت و گو . . . !؟

    من هرگز هيچ ميلي

    به پنهان كردن كلمات بي رويا نداشته ام . . .
    شب هاي دراز بي عبادت چه كنم
    طبعم به گناه كرده عادت چه كنم
    گويند كريم است و گنه ميبخشد
    گيرم كه ببخشد ز خجالت چه كنم

  4. #24
    کاربر ویژه *MeshkiPush* آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    572
    تشکر
    55
    تشکر شده 185 بار در 128 پست

    پیش فرض پاسخ : متن های و شعر های جالب و عاشقانه

    حرف های نگفته ای دارم؛ حرف های نگفته ای داری
    از سرت دست بر نمی دارم؛ از دلم دست بر نمی داری


    شعر و باران و هر چه نا ممکن، در نگاه تو شکل می گیرد
    من تو را عاشقانه می میرم، تو اگر عاشقانه بگذاری

    باز هم چتر و کوچه و باران، هق...هق بادهای سرگردان
    حجم سیال سایه یی در مه، تلی از عقده های تکراری

    آه! بگذار بگذریم از من؛ تو بگو بر سرت چه آوردی؟
    مثل این ابرهای دم کرده، با خود و من تو در کلنجاری


    من هنوز آن غروب یادم هست؛ گریه های تو خوب یادم هست
    در تب شوق و شرم و اشک و غرور، گفتی (آهسته): دوستم داری؟

    امشب از شعر و گریه سرشارم، حس و حالی نگفتنی دارم
    حس و حالی نگفتنی دارم، آری، آری، عزیز من!..... آری

    شعر، این شهوت مقدس من، در نگاه تو نطفه می بندد
    کوچه چیزی بزرگ کم دارد - جای خالیه چشم تو ....... باری

    خوب من! واقفم که ممکن نیست، چشم های تو را ببینم باز
    هی مخواه از تو دست بردارم، ....... تو مگر از دلم خبر داری؟!
    شب هاي دراز بي عبادت چه كنم
    طبعم به گناه كرده عادت چه كنم
    گويند كريم است و گنه ميبخشد
    گيرم كه ببخشد ز خجالت چه كنم

  5. #25
    کاربر ویژه *MeshkiPush* آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    572
    تشکر
    55
    تشکر شده 185 بار در 128 پست

    پیش فرض پاسخ : متن های و شعر های جالب و عاشقانه

    چه غريبانه ميگريست آن شب بي تو تکه ابري که سکوت وجودم رو فهميد و چه غريبانه خنديد آن روز که بي تو مرگم را فهميد



    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    شاخه گل رزي که درزمان حيات به کسي مي دهيد ، به مراتب بهتر ازيک دسته گل ارکيده اي است که روي سنگ قبر او مي گذاريد



    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

    همين روزا ميان و دسگيرت ميكنن.دست بند به دست مي برنت جزييات هنوز مشخص نيست اما اثر انگشتت روي قلب شكسته ام مونده



    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

    عشق داستان غم انگيزي است كه با بيان ان چشم ها از اشك دريا مي شود.دل ها از درد شكسته مي شود و چهره ها از غم چروكيده..........
    روزهاي روشن و غروب هاي دلتنگ من مي انجامد و عاشقان بي گناه در پنجره ی اه عشق چه اسان جان می سپارند.



    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

    هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که در همين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد ...


    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    در زماني که وفا قصه برف به تابستان است و صداقت گل نايابي است و در آئينه چشمان شقايق ها نيز، عابر ظالم و بي عاطفه ي غم جاريست، به چه ** بايد گفت: با تو خوشبخت ترين انسانم؟؟!!


    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست...


    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم با تو مي مانم بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت .....





    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

    از لبانم بشنو :
    (( زندگی رویا نیست.
    زندگی زیبایی ست.
    می توان ،
    بر درختی تهی از بار ، زدن پیوندی
    می توان در دل این مزرعه خشک و تهی بذری ریخت
    می توان ،
    از میان فاصله ها را بر داشت
    دل من با دل تو ،از لبانم بشنو :
    (( زندگی رویا نیست.
    زندگی زیبایی ست.
    می توان ،
    بر درختی تهی از بار ، زدن پیوندی
    می توان در دل این مزرعه خشک و تهی بذری ریخت
    می توان ،
    از میان فاصله ها را بر داشت
    دل من با دل تو ،
    هر دو بیزار از این فاصله هاست.))



    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

    پاییز زرد است كه لبريز حقايق شده است
    تلخ است كه با درد موافق شده است
    شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي
    پاييز بهاري است كه عاشق شده است

    !
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    گریه کردم اشک بر دلم مرحم نشد
    ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد
    در گلستان بوی گل بسیار بوییدم ولی
    از هزاران گل،گلی همچون تو پیدا نشد

    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

    تو برام تنهاتريني.. تو برام قشنگتريني.. تو نگيني روي انگشتر قلبم..كاش ميشد تو دام چشمهات اسير هميشه بودم..كاش ميشد منو ميديدي كه برات دارم مي ميرم.. نميخوام بي تو بمونم، چون ديگه چيزي ندارم..كاش مي شد گلهاي عشقم يه گلستاني مي ساختند.. من ميون دشت گلهام، تو بالا خورشيد، روزهام كاش مي شد.. چشمهاي پاكت، ماه شبهاي دلم بود، ديگه قصه اي ندارم، چون حالا من تو رو دارم.. واسه دوست داشتن چشمهات، واسه اون ناز نگاهت، به شكار شب و روزم باشه، اشكالي نداره، بذار از عشقت بسوزم....



    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

    ويرانه نه آن است که جمشيد بنا ساخت
    ويرانه نه آن است که فرهاد فرو ريخت
    ويرانه دل ماست که با هر نگه تو
    صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت


    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

    چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگری ببينی و هزار بار در خودت ب***ی و آن وقت آرام زير لبت بگويی: گل من باغچه ی نو مبارک

    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    غروب شد....خورشید رفت ....افتابگردان دنبال خورشید می گشت ... ناگهان ستاره ای چشمک زد .. افتابگردان سرش را پایین انداخت اری گلها هرگز خیانت نمی کنند

    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    اي كاش آشنائيها نبود يا به دنبالش جدائي ها نبود
    يا مرا با او نمي كردي آشنا يا مرا از او نمي كردي جدا


    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق


    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گوید دل من,عقل نالید کجا حل شود مشکل من , مرگ خندید در خانه ی ویرانه ی من.





    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

    براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

    براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

    براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

    براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

    براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

    براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

    براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

    براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

    براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

    براي عشق خودت باش ولي خوب باش.



    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

    آن روزهاي روشن فردا دروغ بود
    دريا دروغ بود، تماشا دروغ بود
    بهتر نبود علم پدر گول زد مرا
    موضوع دبستاني انشا دروغ بود

    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

    روي دلاي آدما هرگز حسابي وا نكن
    از در نشد از پنجره زوري خودت رو جا نكن
    آدمكاي شهر ما بازيگرايي قابلن
    وقتش بشه يواشكي رو قلب هم پا ميذارن
    تو قتلگاه آرزو آدم كشي زرنگيه
    شيطونك مغزاي ما دلداده دو رنگيه
    دلخوشي هاي الكي،وعده هاي دروغكي
    آدمكاي شب زده قلبا رو ويرون ميكنن
    دل ستاره منو از زندگي خون ميكنن
    ستاره ها لحظه هارو با تنهايي رنگ ميزنن
    به بخت هر ستاره اي آدمكا چنگ ميزنن

    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    عمري دل خود سياه بار آوردم
    يك قلب پر از گناه بار آوردم
    من قابل اعتنا نبودم اي عشق
    شرمنده ام افتضاح بار آوردم

    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
    روز آشناييمون روي تن درخت بيد
    يار بي وفاي من عكس دوتا دل رو كشيد
    گفت يكي از اين دلا فداي اون يكي ميشه
    عاقبت كشت دلمو تا كه به آرزوش رسيد
    شب هاي دراز بي عبادت چه كنم
    طبعم به گناه كرده عادت چه كنم
    گويند كريم است و گنه ميبخشد
    گيرم كه ببخشد ز خجالت چه كنم

  6. #26
    کاربر ویژه *MeshkiPush* آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    572
    تشکر
    55
    تشکر شده 185 بار در 128 پست

    پیش فرض پاسخ : متن های و شعر های جالب و عاشقانه

    فرصت نشد بهت بگم ........

    توي قلبت جايي واسم نيست نمي گم كسي رو داري
    اما ديگه باورم شد كه مي خواي تنهام بذاري
    ديگه دستاتو ندارم ديگه چشمات مال من نيست
    اون نگاه جستجو گر اين روزا دنبال من نيست
    نمي گم داري مي گردي دنبال يه عشق تازه
    اما كوله بارو بستي در به روي كوچه بازه
    تو ميري من نمي دونم كه گناه من چي بوده
    اما هر دليلي باشه واسه رفتن تو زوده
    توي قلبت جايي واسم نيست نمي گم كسي رو داري
    اما ديگه باورم شد كه مي خواي تنهام بذاري
    ديگه دستاتو ندارم ديگه چشمات مال من نيست
    اون نگاه جستجو گر اين روزا دنبال من نيست
    چي بگم من از درونم تو همه چي رو مي دوني
    همه حيرتم از اينه چرا پيشم نمي موني
    من هنوزم نمي دونم تو مسافر كجايي
    نمي دونم كجا ميري توي قرن بي وفايي
    توي قلبت جايي واسم نيست نمي گم كسي رو داري
    اما ديگه باورم شد كه مي خواي تنهام بذاري...
    شب هاي دراز بي عبادت چه كنم
    طبعم به گناه كرده عادت چه كنم
    گويند كريم است و گنه ميبخشد
    گيرم كه ببخشد ز خجالت چه كنم

  7. #27
    کاربر ویژه *MeshkiPush* آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    572
    تشکر
    55
    تشکر شده 185 بار در 128 پست

    پیش فرض پاسخ : متن های و شعر های جالب و عاشقانه

    يه روز مثل يه چيکه بارون از کنارم گذشتي

    اون روز هيچ وقت فکر نمي کردم يه روز تشنه مي مونم

    و هر لحظه ارزوي تو رو مي کنم.

    تند وتند تقويم را ورق ميزنم!به دنبال تاريخ آن روز عزيز!

    اما پيدايش نمي کنم!خدايا مگر مي شود؟ما هر دو با هم آن روز را آن روز عزيز را توي

    دفتر خاطرات مشترک دلمان علامت زديم و تو! خود خود تو با همان دستخط هميشگيت

    بالاي صفحه نوشتي مهم!

    نه خدايا!چطور ممکن است؟؟؟

    همه ي عمر تمام تقويم ها را ورق مي زنم!فقط براي رسيدن به آن تاريخ.....

    و هيچ وقت نمي فهمم که تو آن صفحه را چقدر بي رحمانه به دل آتش سپردي!

    هيچ وقت....
    شب هاي دراز بي عبادت چه كنم
    طبعم به گناه كرده عادت چه كنم
    گويند كريم است و گنه ميبخشد
    گيرم كه ببخشد ز خجالت چه كنم

  8. #28
    کاربر ویژه *MeshkiPush* آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    572
    تشکر
    55
    تشکر شده 185 بار در 128 پست

    پیش فرض پاسخ : متن های و شعر های جالب و عاشقانه

    صداي قدم‌هايت را هنوز هم مي‌شنوم.!..

    آن‌روزها عاشقانه با هم گام برمي‌داشتيم.

    شب‌ها ستاره بوديم در آسمان، .. و هر صبح مي‌رفتيم تا رسيدن به خورشيد.

    آن‌روزها در کنار هم، به شماره‌ي قدم‌هامان فکر نمي‌کرديم.

    آن‌روزها هيچ‌چيز اهميت نداشت!!!!!!! هيچ‌چيز به اندازه‌ي تو اهميت نداشت.!..

    اما..

    اين‌روزها سکوت را حس مي‌کنم.!.. و مي‌دانم که فاصله‌ها را دوست ندارم.

    در اين‌روزها من تمام دقايق و ثانيه‌ها را مي‌شمارم، تا رسيدن به تو.
    شب هاي دراز بي عبادت چه كنم
    طبعم به گناه كرده عادت چه كنم
    گويند كريم است و گنه ميبخشد
    گيرم كه ببخشد ز خجالت چه كنم

  9. #29
    کاربر ویژه *MeshkiPush* آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    572
    تشکر
    55
    تشکر شده 185 بار در 128 پست

    پیش فرض پاسخ : متن های و شعر های جالب و عاشقانه

    اینجا هستم کنار این موجهای وحشی دریا تک و تنها!دلم خیلی برات تنگ شده نمی دونم الان کجای اون آسمون هستی تنها اینو میدونم که الان دیگه مثه گذشته ها ,دست در دست من ,شونه به شونه ی هم ,با هم نوازی قدم هامون کنار هم روی این شنهای داغ نیستی!نمی دونم دوباره این دل لامصب چش شده که نمی تونه یه دقیقه آرووم بگیره تا من حتی فرصت اینو داشته باشم که پلک هامو روی هم بذارمو تو ,روی پرده ی چشمام بیای. نمی تونم بگم که چجوری تا اینجا اومدم!نمیتونم بگم که چجوری نفس هام بالا میاد برای جست و جوی عطر تو و دست خالی بر میگرده!نمی تونم بگم که چجوری تا حالا گریه نکردم!داره کم کم میشه یک سال!یه همچین روزی ,سال پیش اومدی پیشم و گفتی که باید بری!التماست کردم,به پات افتادم,قسمت دادم,گریه کردم,ناله کردم,دعوات کردم,سرت داد کشیدم,باهات قهر کردم!هیچ فایده ای نداشت باید می رفتی!روز سفر فقط برگشتی بهم گفتی که دلم پیشت امانت میام ازت پس میگیرم!اما نمی دونستم خوب به عهدت وفا نمی کنی و اون دلی که بهم داده بودی هیچ وقت ازم پس نمی گیری!خوب الان تکلیف من چیه؟؟؟؟چه جوابی بهش بدم؟؟به دلم!آره به دلم چی بگم؟؟بگم این دلی که بهت دادم تا باهاش سکوت مخملیت و قسمت کنی الان دیگه باید بره زیر خروار ها خاک؟!این دلی که باهاش شب و روز سرکردی ,نگاش کردی,دوسش داشتی الان دیگه باید بره!بدون اینکه دیگه حتی بتونی حسش کنی! چقدر گریه کردم؟؟!فکرشو بکن حتی یه قطره اشکم نتونستم برات بریزم!همه می گفتن این دیوونه شده!مگه چه اشکالی داره ؟آره دیوونه شدم !توی عالم دیوونگی میتونم چشماتو به یاد بیارم.به دستات بوسه بزنم.دیگه اونجا نمی تونی ازم دور بشی.نمی تونی.بهم میگن فراموشش کن!آخه چجوری من اونی و فراموش کنم که برام مقدسه؟؟؟چجوری اونی رو فراموش کنم که توی حرم امن دلش جا داشتم؟؟؟حالا من اینجا کنار این موج ها آرووم نشستم .نشستم تا شاید خبری از باد بشه و بگه که تو کجایی!حتی ماهی ها هم فهمیدن که من تنها شدم!اما هنوز گریــــه نکردم!
    شب هاي دراز بي عبادت چه كنم
    طبعم به گناه كرده عادت چه كنم
    گويند كريم است و گنه ميبخشد
    گيرم كه ببخشد ز خجالت چه كنم

  10. #30
    کاربر ویژه *MeshkiPush* آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    572
    تشکر
    55
    تشکر شده 185 بار در 128 پست

    پیش فرض پاسخ : متن های و شعر های جالب و عاشقانه

    دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت.

    ____________________


    دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم.


    _____________________


    عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به هم نزدیکید."


    ______________________

    این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند.

    __________________
    يكي مي پرسد اندوه تو از چيست؛سبب ساز سكوت مبهمت چيست؟
    برايش عاشقانه مي نويسم،براي آن كه بايد باشدونيست....
    شب هاي دراز بي عبادت چه كنم
    طبعم به گناه كرده عادت چه كنم
    گويند كريم است و گنه ميبخشد
    گيرم كه ببخشد ز خجالت چه كنم

+ پاسخ به موضوع
صفحه 3 از 11 نخستنخست 1 2 3 4 5 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید